20 دسامبر 2002 - 


متن سخنرانی تقي رحماني در مراسم يازدهمين جايزه ی گزارشگران بدون مرز

با توجه به چنين فشاري كه از سوي جريان اقتدار گراي حاكميت، بر روند اطلاعات رساني مطبوعات اعمال شد مشخص بود، كه در جامعه ما آزادي بيان و تشكيل نهادهاي صنفي- فرهنگي، سياسي نيز نبايستي شكل بگيرد، چون شكل گيري نهادهاي مدني و آزادي بيان منافع اقتدار گرايان را به خطر مي انداخت.


آزادي بيان و دانستن حق هر انسان است

تبادل آزاد اطلاعات در دنيان مدرن، مي تواند به تحقق آزادي و عدالت اجتماعي و رشد فرهنگي انسانها و جوامع انساني ياري رساند.

فرشته آگاهي و آزادي كه در حوزه فرهنگي شما با پرومته و در حوزه تمدني ما با واژه سروش شناخته مي شود، همواره در تقابل با قدرت هاي غير دموكراتيك قرار مي گيرند كه آگاهي و آزادي را در تقابل با منافع خودي مي بينند وبراي اين تقابل از فرهنگ سلطه سود مي برند اين فرهنگ مي تواند توجيه ديني يا غير ديني پيدا كند. سرزمين من كه نقش دير پاي در حوزه تمدن و فرهنگ بشري داشته ، در تاريخ معاصر خود با مشكلات عديده اي بر سر برپايي دمكراسي و رشد و پيشرفت داشته كه شايد علت اساسي اين مشكلات قدرت متمركز و خودسر است كه توانسته خود را در پوشش فرهنگ ديني و غير ديني باز توليد كند. دو انقلاب ضد استبدادي ( مشروطيت و انقلاب بهمن 1357 هجري شمسي (1979) و دو جريان اصلاح طلبي ( نهضت ملي شدن نفت(1332 تا 1328) به رهبري دكتر مصدق و روند تحول طلبي جديد كه از سال 1376هجري و شمسي شروع شده هنوز نتوانسته اند آزادي بيان و تحقق نهادهاي مدني مستقل از دولت را در جامعه نهادينه كنند. تحقق و تضمين آزادي بيان در گرو تحقق نهادهاي مستقل از دولت است كه امنيت و امكانات آزادي بيان در جامعه فراهم كنند.

به نظر مي رسد كشوري كه در برهه اي از تاريخ بشر تمدن ساز بوده و بر فرهنگ و ادب بشري، توشه فرهنگي هنري افزوده، براي رسيدن به دور تازه اي از حيات همواره با نوآوري فني و انديشه گي چاره اي ندارد تا خدايان خودكامه گي را در جامعه به عقب براند.

در دور جديد روند دموكراتيزاسيون در ايران، كه به روند اصلاح طلبي معروف شده است، مطبوعات به عنوان سروش آگاهي بخش نقش مهمي را به عهده دارند. در فقدان نهادهاي مدني و ضعف احزاب سياسي كه قدرت خود سر اجازه شكل گيري آنها را در جامعه نمي دهد، مطبوعات به عنوان اهرم ارتباطي ميان اقشار مختلف مردم و روشنفكران توانستند در رونق روند دموكراتيزسيون نقش اساسي به عهده گيرند.

از همين روي روشنفكران، فعالان سياسي و جنبش دانشجويي و مطبوعات مورد هجوم سخت اقتدارگرايان قرار گرفتند. به طوريكه از سال 1379 مطبوعات نيمه مستقل و مستقل از حاكميت در ايران در معرض توقيف بي سابقه قرار گرفتند. بي سابقه به اين معني كه حتي روزنامه اي قبل از انتشار توقيف شد يا اينكه روزنامه اي بعد از انتشار 14 شماره ( روزنامه گلستان) و يا در شهر قزوين، چهار هفته نامه در مدت كوتاهي يعني كمتر از يك ماه تعطيل شدند.

با توجه به چنين فشاري كه از سوي جريان اقتدار گراي حاكميت، بر روند اطلاعات رساني مطبوعات اعمال شد مشخص بود، كه در جامعه ما آزادي بيان و تشكيل نهادهاي صنفي- فرهنگي، سياسي نيز نبايستي شكل بگيرد، چون شكل گيري نهادهاي مدني و آزادي بيان منافع اقتدار گرايان را به خطر مي انداخت.

استمرار تشكيل پرونده هاي قضايي براي تحول طلبان بيرون و درون حاكميت، نشان از تمايل محدوديت بيشتر براي آزادي بيان در جامعه ما مي دهد.

پرونده هاي مفتوح براي بسياري از روزنامه نگاران و نويسندگان مطبوعات كه هر لحظه آنان را در معرض زنداني شدن و ديگر محروميت ها از حقوق مدني قرار مي دهد.

در حاليكه عده اي ديگر از روزنامه نگاران در ايران در زندان هستند كه جرم ايشان آن است كه از حق آزادي بيان و اطلاع رساني استفاده كرده اند. روزنامه نگاراني چون باقي، گنجي، عبدي، گرانپايه ، حسين قاضيان و پورزند و... و ديگر فعالان در امر آزادي بيان همچون يوسفي اشكوري، رستم خاني ، صدر، علي افشاري و... هنوز در زندان بسر مي برند، در حاليكه زندانها هر لحظه در انتظار در محاق قرار دادن فعالان در امر آزادي بيان مي باشند.

در چنين شرايطي جامعه ما شوق آن دارد كه روند تحقق مردم سالاري را ادامه دهد. با اين وصف به نظر مي رسد كه دو جريان اقتدارگرا كه تمايلي به تحقق دموكراسي در ايران ندارند، تلاش مي كنند كه به هر شكل روند پرفراز و نشيب تحقق دموكراسي در جامعه را بر هم بزنند، تا زمينه آرامش بيمارستاني را در جامعه فراهم كنند. جرياني كه مي توان آن را راست افراطي داخلي ناميد تلاش مي كند كه فرشته سروش آگاهي بخش را به بند بكشد و آن را با شيوه سلول درماني مهار كند و جريان ديگري كه مي توان آن را راست خارج نشين ناميد قصد آن دارد كه با كنترل از راه دور، جريان تحول طلبي در ايران را به سوي حركات غير قابل پيش بيني هدايت كند، و در نتيجه جامعه را به سوي سرنوشت نامعلوم هدايت كند.

در اين ميان تمام جريانات و نيروهاي داخل و خارج از كشور كه به منافع ملي ايران در روند جهاني شدن، مردم سالاري ، حقوق بشر، عدالت و تحقق رفاه نسبي و امنيت براي همه شهروندان ايراني مي انديشند، مي بايد به سوي يك همكاري اصولي براي تحقق آزادي بيان و شكل گيري نهادهاي مدني و احزاب سياسي مستقل از دولت تلاش كنند. با اين همه شرط تحقق دموكراسي در اين اصل اصولي نهفته است كه همه نيروها بر اين اصل توافق كنند كه به جاي چه كساني بر ما حكومت كنند، به اصل چگونه بر ما حكومت كنند توافق حاصل كنند.

در پايان جريانات طرفدار آزادي بيان و مردم سالاري در ايران، از نهادهاي بين المللي طرفدار حقوق انسان انتظار دارند كه ايشان را در راستاي تحقق اهداف جهاني حقوق بشر ياري دهند. در اين راه اصل آزادي بيان را براي همه انسانها و همه جوامع فارغ از عقايد و ديدگاههايشان محترم بشمارند تا همه با هم زيست انساني را در اين كره ارض با تمام مشكلات فراوان آن، قابل تأمل تر كنيم.




fontsizeup fontsizedown impression




گزارشگران بدون مرز انجمن بين المللي دفاع از آزادی مطبوعات و از روزنامه نگاران زنداني بر مبنای اصل ١٩ اعلاميه جهانی حقوق بشر است

تماس با گزارشگران بدون مرز